تبليغاتX
به کومه ی عشق من خوش اومدین

به کومه ی عشق من خوش اومدین

..**ما که از حسرت تو چشم به راهیم هنوز              در وصال رخ تو اول راهیم هنوز**..

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/12ساعت   توسط علی  | 

***************************

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/11ساعت   توسط علی  | 

مقدّمه

هان!

سر از خاک بر آر!

با صلابت

با سلامی آغازین

غبار را بزدا

و با خون دل

و با اشک دست ذهن را شستشو ده

ذهنت را پاک بگردان،

بر خیز!

گور را بشکاف!

و

دل!

 قبر سینه را بشکاف

و غبار تنهایی را کنار بزن

که دستت را یاری دهنده ایست 

************************************

دوستون دارم هزار تا۱۰۰۰

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/10ساعت   توسط علی  | 

سلام

*امیدوارم این کومه ی خالی من بوسیله ی نظرات گرم و راهنمایی های شما پر شود.*

فقط تو رو خدا یه نظر بدین.

اصلا فقط بگین خوبه یا نه.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/10ساعت   توسط علی  | 

شاعر دیوانه

 هوای تاریک و روشن

و در تاریکی سوزان خورشید

ناسزای ماه و فریاد رنگین کمانی از درون دل

مرا دیوانه می کند

و شعر های مزخرف

شاعری که دروغ های رنگین فریاد می کند

من یک شاعر؟ نه! یک دیوانه!

من یک شاعر دیوانه!

و در حالی که قلم از من می گریزد

و جوهر بر ضدّ من می نویسد

دل من در جهنّمی یخ زده

با روانی پریشان

خود را دار زده ام

با طنابی تکه تکه

با طنابی سوخته

سوخته از آتش سرد خورشید تار

طنابی پوسیده چو دل من

طنابی دروغگو چو زبان

و چون روان من پریشان

آیا من زنده ام؟

زنده یا مرده دیوانه ام

زندگی چنان می خواهد

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/02ساعت   توسط علی  | 

فردریش نیچه

چند سخن زیبا از فیلسوف بزرگ فردریش نیچه:

************************************

روزها همه باید مرا مقدّس باشند.

 ************************************

هر چه را که بیافرینم و هر چه را که عاشق آن باشم، باز به زودی می باید دشمن او و عشق خود شوم: اراده ام چنین می خواهد.

 ************************************

تنها آنجا که زندگی باشد خواست نیز هست. امّا نه خواست زندگی، بل خواست قدرت: تو را چنین می آموزانم .

************************************

دوستانی که عاشق جملات فلسفی هستند بگن تا براشون کلی مطلب دیگه از نیچه یا فلاسفه ی دیگر بنویسم.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/02ساعت   توسط علی  | 

دل نوشت

چند جمله ی پر معنی

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

زیبایی من در چشمان توست

پس به رنگ چشمانت نگاه کن تا زیبایی ها را ببینی

 ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

زیبایی ها را بنگر تا زیبا بمانی. من هم به تو نگاه می نگرم تا زیبا بمانم.

 ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

این دنیا نیست که می چرخد، این تویی که دنیا را می چرخانی. والا تو الان وجود نداشتی.

 ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

دیروز را به فردا بگیر تا عبرت فردا هایت شود.

 ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

زمان هیچ گاه نمی رود!

 این منم که می روم و زمان به دنبال من می دود.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

مجرم ام به جرم کشتن خود و مأمور دستگیری خود شده ام.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/02ساعت   توسط علی  | 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

در پستوی دل یک آشنا چراغی کاش روشن شود

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/02ساعت   توسط علی  | 

................................................

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/02ساعت   توسط علی  | 

متن آهنگ محسن نامجو

آتش در دل فکن

بر پا کن صد شرر

سوزان، کوبان، شکن

 بر کش جامی دگر

زین شام و زین پگاه

جانی دیوانه خواه 

 

با من بیگانه ای

خویشم خارو و خموش

زهرش در خون من

بادا همآره نوش

 

در سکوتی ماتم افزا من کناری و مرغ شیدا

بامن دل خسته گوید از چه بنشسته ای تو تنها

 

به چه یاری در دل دارم

می دهد هر دم آزارم

شکوه ها تا در دل دارم

می گریزم از رسوایی

می ستیزم با تنهایی

جام نوشین بر لب دارم

 

مرغ شیدا بیا که یار شاهد ناله ی هزینم شد

با نوایی به روز و شب هم صدای دل غمینم شد

ای صبا گر شنیده ای راز قلب شکسته ام امشب

با پیامی به او رسان رهگذار دل هزینم شو

 

لحظه ای آسمان تو بنگر

چهره ی ارغوانی ام

با غم عشق او خزان شد

نوبهار جوانیم

لحظه ای آسمان تو بنگر

چهره ی ارغوانی ام

با غم عشق او خزان شد

نوبهار جوانیم

نوبهار جوانیم

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/02ساعت   توسط علی  | 

متن آهنگ 2afm rezaya milad delta(دیوونه)

۲AFM

REZAYA

MILAD DELTA

 

می دونی وقتی نیستی

دل من میشه غمگین و خسته

دو تا چشمای گریونم

اگه بری کم کم میشه بسته

آسمون بی تو می باره

دلم از بارون بیزاره

دل من ای بیچاره

ببین روزهای تکراری

چه شبهای بی قراری

این هارو واسم خاطره می زاری

نمی خوام هیچکی بدونه

دلم واسه چی می خونه

دل من ای دیوونه

دیوونه

دل بیقراره آروم نداره

تو رو دوست داره

می مونه

باتو همیشه بی تو نمیشه

(بره چی میشه)

دیوونه

دل بیقراره آروم نداره

تو رو دوست داره

می مونه

باتو همیشه بی تو نمیشه

بی تو نمیشه

بگو دوستم داری نمی ری هیچوقت تو

آخه جز تو نمی خوام من هیچ کس رو

می خوام توی تاریکیام مثل نور بمونی

نمی خوام حتی یه روز از من دور بمونی

بگو دوستت دارم خیلی خاطرت رو می خوام

من تا اون سر دنیا به خاطر تو میام

فکر نکن که تو رو یادم میره

این دل منه پیش تو بازم گیره

من خیلی خستم بی تو

ترکم نکن اصلآ بی تو

نمی تونم نفس بکشم و اینو بدون

که در میاد اشکم بی تو

من نباشم می گیره کی دستاتو

تو شرایط بد همه کی هست باتو

می گم که حاضرم باشم توی قفس با تو

حالا که بوده فاصله من یه نفس با تو

می دونی وقتی نیستی

دل من میشه غمگین و خسته

دو تا چشمای گریونم

اگه بری کم کم میشه بسته

آسمون بی تو می باره

دلم از بارون بیزاره

دل من ای بیچاره

ببین روزهای تکراری

چه شبهای بی قراری

این هارو واسم خاطره می زاری

نمی خوام هیچکی بدونه

دلم واسه چی می خونه

دل من ای دیوونه

دیوونه

دل بیقراره آروم نداره

تو رو دوست داره

می مونه

باتو همیشه بی تو نمیشه

(بره چی میشه)

دیوونه

دل بیقراره آروم نداره

تو رو دوست داره

می مونه

باتو همیشه بی تو نمیشه

بی تو نمیشه

آروم صدا کن اسمم و در گوشم

مثل همیشه به شوخی بزن در گوشم

ببین چطور عاشق تو شدم توی دنیایی که  جز من و تو این همه توشن

بگو چه قدر منو می خوای تو آهسته

چون تنها خوبی تو شده باعثّ

اینکه دوباره واسط بخونم با حس

یه دیوونه که دیگه نمی خواد عاقل شه

چون نمی تونم دل بکنم یه ماهه از تو

آرزوم با تو باشم سه ماه فصل و

با من باش تا در خوشبختی به طرفت باشه

نمی خوام یه روزی تو سینه یه طرفه باشه

آخه عاشقتم اینو همه خبر دارن

جلوی دستورای خانم من خبر دارم

دوستت دارم کاری نکن یه روز فکر کنم وقتمو واسه ی تو من هدر دادم

***..................................................................

دوستان عزیز اگر متن آهنگ دیگه ای هم خواستید در قسمت نظرات اسم آهنگ و خواننده را بنویسید تا براتون متنش رو روی وبلاگ بذارم

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/02ساعت   توسط علی  | 

مطلب

چندی سخن ادبی

........................................................................................................

زاغ

بر درختی بی شاخ و برگ نشسته

و هنگامی که با منقار بسته غار غار می کند

از روی درخت با بال های بسته پرواز می کند

و پسرکی که در آنجا نیست به سوی کلاغ سنگ پرت می کند

تو نیز زندگی را چنین بدان

........................................................................................................

و حال بر این آسمان تاریک که خورشید آن را خاموش نمود بنگر.

تو ای ستاره ی کوچک خاموش برخیز و این آسمان تاریک را روشن کن

........................................................................................................

ای دستان من: من که بر تو عشق نهادم و قلم عاشق را به تو سپردم.

چرا اینگونه روی ورق بازی می کنی؟

پس حال برای مدال عشق بازی کن

........................................................................................................

دهان من با پر حرفی سکوت نموده

........................................................................................................

زیبایی کلام گاهی بر سکوت نقش بسته است.

........................................................................................................

نا خوشم از دل داده های بی تفکر، عشق را بر دل بی فکر وا گذارند

........................................................................................................

ای راه شناس بی راهه رو کمی هم راه را به خودت نشان بده

........................................................................................................

نالانم از خود که چو گرگ توبه می کنم. توبه ای که چندی بیش روا ندارد

........................................................................................................

دل مبر از دل سنگم که جز تکه ای سنگ هیچ نبرده ای ولی می توانی ذوبش کنی!

........................................................................................................

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/02ساعت   توسط علی  |